|
|
|
|
|
|
((RMIN)) A
Male, 25
Tehran, Iran
|
|
|
|
|
|
6,518 Profile Views
|
Avg. Views : 102/day
|
|
|
| User Details |
Display Name |
arminarmin |
Full Name |
((RMIN)) A |
Age |
25 |
Gender |
Male |
Location |
Tehran, Iran |
Relationship Status |
Single |
Interested In |
Men |
Member Since |
Feb 27, 2007 |
Educational Level |
In College or University |
Employment Status |
Employed part-time |
Mailing Address |
tehran mirdamad |
Cell Phone |
0912 |
|
|
Testimonials(126)
View All
|
Alper™ 1001 : 6,167 Profile Views | Avg.
Views : 43/day
|
Alper™ 1001 : 6,151 Profil Ziyaretleri |
Avg. Ziyaretleri : 44/gün
|
Alper™ 1001 : 6,066 Profil Ziyaretleri |
Avg. Ziyaretleri : 117/gün
|
|
|
|
|
|
|
|
|
About Me
|
| I need to get lucky again: |
pretty soon |
|
|
نمی دانم من این ایوان نه تورا نمیدانم نمیدانم من این نقاش جادو را نمی دانم نمیدانم مرا گویند مرو هرسو تو استادی بیا این سو که من آن سوی بی سو را نمیدانم نمیدانم همی گیرد گریبانم همی دارد پریشانم من این خوش خوی بد خو را نمیدانم نمیدانم مرا جان طرب پیشست که بی مطرب نیارامد من این جان طرب جو را نمیدانم نمیدانم یکی شیری همی بینم جان پیشش گله ی آهو که من این شیر و آهو را نمیدانم نمیدانم مرا سیلاب بربوده مرا جویای جو کرده که این سیلاب و این جو را نمیدانم نمیدانم چو طفلی گم شدستم من میان کوی و بازاری که این بازار و این کو را نمیدانم نیدانم مرا گویند یکی مشفق بدت گویند بدگویان نکو گو را و بد گو را نمیدانم نمدانم زمین چون زن فلک چون شو خورد فرزند چون گربه من این زن را و این شو را نمیدانم نمیدانم همخوان : بجوشید بجوشید که ما بحر شعاریم به جز عشق به جز عشق دگر کار نداریم در این خاک در این خاک در این مزرعه ی پاک به جز مهر به جز عشق دگر تخم نکاریم مپرسید مپرسید ز احوال حقیقت که ما باده پرستیم نه پیمانه شماریم شما مست نگشتید وازان باده نخوردید چه دانید چه دانید که ما در چه شکاریم مرا آن صورت غیبی بابرو نکنه می گوید که غمزه ی چشم و ابرو نمیدانم نمیدانم منم یعغوب و او یوسف که چشمم روشن از بویش اگر چه اصل این بو را نمی دانم نمیدانم جهان گر رو ترش دارد چو مه در روی من خندد که من جز میر مه رو را نمیدانم نمیدانم ز دست و بازوی قدرت بهر دم تیر می پرد که من آن دست و بازو را نمیدانم نمیدانم در آن مطبخ در افتادم که جان و دل کباب آمد من این گندیده طزغو را نمیدانم نمیدانم دکان نانبا دیدم که قرصش قرص ماه امد من این نان و ترازو را نمیدانم نمیدانم چو مردان صف شکستم من بطفلی باز رستم من که این لالای لولو را نمیدانم نمیدانم تو گویی شش جهت منگر به سوی بی سوی بر پر بیا این سو من آن سو را نمیدانم نمیدانم خمش کن چند می گویی جه قیل و قال می جویی که قیل و قال و قالو را نمیدانم نمیدانم بدستم یرلغی آمد از آن قان و همه قانان که من با چو و باتو را نمیدانم نمیدانم دوایی دارم آخر من زجالینوس پنهانی که من این درد پهلو را نمیدانم نمیدانم مرا دردیست و دارویی که جالینوس میگوید که من این درد و دارو را نمیدانم نمیدانم برو ای شب ز پیش من مپیچان زلف و گیسو را که جز آن جعد و گیسو را نمیدانم نمیدانم همخوان : بجوشید بجوشید که ما بحر شعاریم به جز عشق به جز عشق دگر کار نداریم در این خاک در این خاک در این مزرعه ی پاک به جز مهر به جز عشق دگر تخم نکاریم مپرسید مپرسید ز احوال حقیقت که ما باده پرستیم نه پیمانه شماریم شما مست نگشتید وازان باده نخوردید چه دانید چه دانید که ما در چه شکاریم خدایا می دونی من می دونم که نمیدونم که چرا می تونم تا ابد از یه عقده بخونم عقده ای که شده جوهر خودکاری آبی که کتابی بنویسه تا شاید بشه جوابی جواب اون چراغ سه رنگ تو خیابون . که سبزش می گه برو . قرمزش میگه بمون تو رنگ سبز باید بری ( کجا ) پیش خدا تا او برسه به داد فریاد بی صدای ما رنگ قرمز بهت میگه بمون بکن ثابت که راهت ادامه داره و هیچ وقت نمی شی ساکت یه حس بد از رنگ زرد وسط میریزه داره بهت میگه تیغه دیگه نکن مبارزه من به کجا میرسم نمیدونم نمیدوم . من واسه چی میخونم نمیدونم نمیدونم برای خانی آباد یا یه خودکاره آبی . خدایا خودم نمیدونم کردم چه گناهی اما باید کاری کنم که منو نبرید از یاد . می خونم تا بشه که دلهای همه بشه شاد همخوان : بجوشید بجوشید که ما بحر شعاریم به جز عشق به جز عشق دگر کار نداریم در این خاک در این خاک در این مزرعه ی پاک به جز مهر به جز عشق دگر تخم نکاریم مپرسید مپرسید ز احوال حقیقت که ما باده پرستیم نه پیمانه شماریم شما مست نگشتید وازان باده نخوردید چه دانید چه دانید که ما در چه شکاریم nteghi
Myspace Backgrounds |
|
|
|