SHOMA BIAID FAHMIDANESH BA
MAN....BAD NEMIGZARE GHOL
MIDAM
Last time I got lucky:
DISHAB SMS KHOFNAK OMAD 2
SHAB.....
I need to get lucky again:
I can live without love
پرنده خيس مي داني ... پرنده را بي دليل اعدام مي كني در ژرف تو آينه ايست كه قفس را انعكاس مي دهد و دستان تو محلولي ست كه انجماد روز را در حوضچه شب غرق مي كند. اي صميمي، ديگر زندگي را نمي توان در فرو مردن يك برگ يا شكفتن يك گل يا پريدن يك پرنده ديد ما در حجم كوچك خود رسوب مي كنيم - آيا شود كه باز درختان جواني را در راستاي خيابان پرورش دهيم و صندوق هاي زرد پست سنگين ز غمنامه هاي زمانه نباشند؟ در سرزميني كه عشق آهني ست انتظار معجزه را بعيد مي دانم باغبان مفلوك چه هديه اي دارد؟ پرندگان از شاخه هاي خشك پرواز مي كنند آن مرد زرد پوش كه تنها و بي وقفه گام مي زند با كوچه هاي « ورود ممنوع » با خانه هاي « به اجاره داده مي شود » چه خواهد كرد سرزميني را كه دوستش مي داريم؟ پرندگان همه خيس اند و گفتگويي از پريدن نيست در سرزمين ما پرندگان همه خيس اند در سرزميني كه عشق كاغذي است انتظار معجزه را بعيد مي دانم
SOGAND:
LALE ROEE BAR GOLE SORKHI NEGASHT
KAZ SIYAH CHESHMAN NAGIRAM DELBARY
AZ LABE MAN KAS NAYABAD BOSE EE
VAZ KAFE MAN KAS NANOSHAD SAGHARY
TA NAYOFTAD PAYASH ANDAR BANDHA
YAD KARD AN TAZE GOL SOGANDHA
NAGAHAN BADE SABA DAMAN KESHAN
SOYE SARVO LALEYE SHEMSHAD RAFT
FAREGH AZ PEYMAN NAGASHTE NAZANIN!
KAZ NASIMI BARGE GOL BAR BAD RAFT
KHANDE ZAD GOL BAR ROKHE DELBANDE OU!
KANCHENAN BAR BAD SHOD SOGAND HA!
< هرشب به آسمان حياط نگاه ميكنم ودرخيرگي غرق ميشوم تاشايد تورا نگاه تورا درآن بيابم ولي افسوس كه ستاره ها به تنهايي ام نيم نگاهي هم نميكنند:مگرخودت نگفتي :اگردلت تنگ شدبه آسمان نگاه كن وبه ستاره ها خيره شوتانگاه مرا ببيني كه درهمان ثانيه ها به ستاره ها زل زده ام ؟ ستاره ها؟ كدام ستاره را گفته بودي؟ من درآسمان بي كسي ام ستاره ايي نميبينم كه خاموش نشود به تماشا سو گند وبه آغاز کلام وبه پرواز کبوتر از ذهن واژهاي در قفس است. حرف هايم، مثل يک تکه چمن روشن بود . من به آنان گفتم : آفتابي لب در گاه شماست که اگر در بگشاييد به رفتار شماست که اگر در بگشاييد به رفتار شما مي تابد. و به آنان گفتم: سنگ آرايش کوهستان نيست همچناني که فلز ، زيوري نيست به اندام کلنگ . در کف دست زمين گوهر نا پيدايي است که رسولان همه از تابش آن خيره شدند. پي گو هر باشيد. لحظه ها را به چرا گاه رسالت ببريد. ومن آنان را ، به صداي قدم پيک بلشارت دادم و به نزديکي روز ، وبه افزايش رنگ. به طنين گل سرخ ، پشت پرچين سخن هاي درشت وبه آنان گفتم: هر که در حافظه ي چوب ببيند باغي صورتش در وزش بيشه ي شور ابدي خواهد ماند. هر که با مرغ هوا دوست شود خوابش آرامترين خواب جهان خواهد بود. آنکه نور از سر انگشت زمان بر چيند. مي گشايد گريه پنجره ها را با آه . زير بيدي بوديم. برگي از شاخه ي بالاي سرم چيدم ،گفتم، چشم را باز کنيد، آيتي بهتر از اين مي خواهيد؟ مي شنيدم که بهم مي گفتند: سحر مي داند: سحر! سر هر کوه رسولي ديدند ابر انکار به دوش آوردند. باد را نازل کرديم تا کلاه از سرشان بر دارد. خانه هاشان پر داوودي بودف چشمشان را بستيم. دستشان را نرسانيديم به سر شاخه ي هوش. جيبشان را پر عادت کرديم. خوابشان را به صداي سفر آينه ها را آشفتيم. فريدون مشيري . اشتباه نکنيد حقيقت با واقعيت خيلي فرق داره ! حقيقت چيزيه که بايد وجود داشته باشه ولي واقعيت اون چيزيه که وجود داره عشق ، دوست داشتن ، خوبي ، بدي ، سلامتي ، بيماري ، قانون ، احترام ،سعادت ، رضايت ، خوشبختي ... همه اينا حقيقت دارن چون بايد باشن ولي همه شون واقعيت ندارن چون ممکنه وجود نداشته باشن . سلامتي براي يه آدم زمين گير واقعيت نداره چون تو زندگيش وجود نداشته ولي براش حقيقت داره چون مي دونه که هست . اين مقدمه چيني براي اين بود که بگم انقدر جمله هاي قشنگ و رنگي تحويل همندين، انقدر عشق و دوست دارم هاي الکي رو چاشني لحظه هاي با هم بودنتون نکنيد . اگه نسبت به کسي هيچ حسي نداري و فقط ازش بدت نمي ياد بهش نگو که ازت خوشم مي ياد . اگه از کسي فقط خوشت مي ياد بهش نگو که بهت علاقه دارم . اگه به کسي فقط علاقه داري بهش نگو که دوست دارم . اگه کسي رو فقط دوست داري بهش نگو که عاشقتم . اگه فقط عاشق کسي هستي بهش نگو که ديوونتم . انقدر دنبال حقيقت نباشيد و به هم دروغ نگيد فقط حرفهاي واقعي تحويل هم بدين نه اون چيزي که حقيقت داره che sood gar begoyamat ke shaam ta sahar nakhofteam va ya agar dami be khaab rafteam to ra be khaab dideam che sood gar begooyamat ke bi to ba khiyale to be mei panah bordeam va naghshe aan do chashme ghessegoo be jaame por sharab dideam che sood gar begooyamat ke dooriat cho sholehaye tonde tab be khermane vojoode man shararehaye dard mizanad che sood gar begooyamat ke man ze doorie to har nafas cho shame aab mishavam va ashk haye garme man be damane shabe siah michekad che sood gar begooyamat to ra be khaab dideam; va ya ke naghshe rooye to be jaame por sharaab dideam to yek khiyale door bish nistiii va daste man be damanat nemiresad to ghaafeli va man tamam mishavm va didegane por ze raaze man hezar bar gofte ba delam; ke man saraab dideam ke man saraab dideam!!!! گاه گاهي که دلم مي گيرد به تو مي انديشم خوب در يادم هست چه شبي بود آن شب! تو همان نوگل ديرينه و من برگ زردي که فتاده است به خاک و من اندر عجب اين ديدار که تو بعد از سال ها هم چنان زيبايي! کاش مي دانستي که چه کردي با من در همان لحظه که لبريز ز شوقت بودم چشم بر گرداندي و مرا سوزاندي من سراپا همه چشم تو دريغ از يک نگاه دل که سرشار ز عشق ، چشم من غرق حضور، دست هايم بي تاب، در خيالم همه تو! و تو از سنگ و نگاهت بي رنگ آن زمان که به تو روي آوردم خوب مي دانستم که چه در سر داري ليک و اما که نشد تا ز تو دل بکنم بارها مي ديدم بين من و تو فاصله ها بسيار است بارها مي خواندم که دلت در گرو اغيار است نپذيرفتم باز چشم به راهت ماندم پيش پايت چه حقير مي ماندم قلب پاکم چون فرش زير پايت افتاد دست هايم در تب عشق تو هر دم جان داد و تو چون کوه يخي همه را خشکاندي پشت پايت چه غريب اشک هايم مي ريخت تارو پودم همه يکباره گسيخت من گمان مي کردم دل تو مال من است چه خيالات خوشي! ولي افسوس و دريغ! قاتل جان من است ياد من باشد اگر باز نگاري ديدم نکنم هيچ نگاه نکنم باز خطا دور دل نيز حصاري بکشم نغمه ي عشق فراموش کنم همه را از دل خود مي رانم از همه مي گذرم به جز از عشق تو اي بلبل شيرين سخنم! Ba to hastam ey mosafer ey be jadeh tan sepordeh ey ke del tangieh ghorbat, mano az yadeh to bordeh hanooz ham havae khooneh atreh didareh to dareh gol be gol , goosheh be goosheh toro be yadedh man miareh bato man che kardeh boodam? ke chenin mara shekasti? bi edea vo bitafavot sardo bi seda shekasti! sardo bi seda shekasti!? be gozashteh bar migardam be soragheh khateratam tazeh mishavad dobareh hasto dagheh khateratam. be to miresam hamisheh. dar nahayateh residan har koja ke bashio basham be to barmigardam az man in tooee hamisheh e man to e ayeneh taghdir ba hameh shekastam az to nistam az dasteh to del gir. ba to man che kardeh boodam ke chenin mano shekasti. طوفان به ناگهان شد به دنبالش رگبار باران ... باران هنوز می بارد باران که می بارد احساس می کنم که اشک خداست که بر زمین آدمها جاری می شود *** اشک خدا را که می بینم همیشه در تردید میان دو اندیشه ام آیا خدا دلش گرفته و بخاطر به بیراهه رفتن آدمها گریه می کند؟ یا اینکه اشک شوق است جاری شده بر چشمهای نادیدنی خدا از دیدن کسانی که در این دنیای سراسر نفرت دغدغه عشق را دارند و خدا؟ *** « اولین باران پاییزی هم به خاطره پیوست » اینرا به زمزمه می گفتم وقتی که داشتم شیشه ی پنجره را از لکه های باران پاک می کردم برای دیدن دوردستها برای ادامه ی راه .... دوردست اما احساس می کنم که همین نزدیکی هاست و باقی راه را با هیئتی دیگر گونه باید ادامه دهم *** باران تمام شده و حالا تنها سمفونی نسیم است که با انگشتهای نازنین خدا نواخته می شود *** طوفان تمام شده باران هم به آخر رسیده طوفانی که در دل دارم اما تازه شروع شده هرچه کردم بشوم از تو جدا بدتر شد از دل ما برود مهر و وفا بدتر شد مثلا خواستم اين بار که موقر باشم و به جاي تو بگويم که شما بدتر شد آسمان وقت قرار من و تو ابري بود تازه با رفتن تو وضع هوا بدتر شد چاره دارو و دوا نيست که حال بد من بي تو با خوردن دارو و دوا بدتر شد ey motreban ey motreban bar daf zanid ahvale man ...man bidelam man bidelam man az koja eshgh az koja!!!!!!!!!!! ….
NaSiMe vAsL Be aFsOrDeGaAn, ChE KhAhAd kArD? bAhArE TaAzE Be bArGe kHaZaN, cHe kHaHaD KaRd? Ze fEyZe aBr cHe hAaSeL, gIaAhE SoOkHtE Ra? ShArAaB Ba mAne AfSoRdE JaN ChE KhAhAd kArD? be kojaa chonin shetaabaan..? gavan az nasim porsid... dele man gerfte zin jaa... havase safar nadaari... ze ghobaare een biyaaban..!? hame aarezooyam amma... che konam ke baste paayam... be kojaa chonin shetaabaan..? be har aan kojaa ke baashad... be joz een saraa saraayam... safarat be kheir... ammaa... to o doosti khodaa raa... gar az een kavire vahshat... be salaamati gozashti... be shokoofehaa... be baaraan... beresaan salaame maa raa... < آن آتشي كه در دل ما شعله مِيكشيدۀ گر در ميان دامن شيخ اوفتاده بودۀديگر به ما كه سوختهايم از شرار عشق ۀ نام گناهكارهي رسوا نداده بود. feeling, Love is like a play, Love is what I feel for you, Each and every day, Love is like a smile, Love is like a song, Love is a great emotion, That keeps us going strong, I love you with my heart, My body and my soul, I love the way I keep loving, Like a love I can't control, So remember when your eyes meet mine, I love you with all my heart, And I have poured my entire soul into you, Right from the very start. I wrote your name in the sky, but the wind blew it away. I wrote your name in the sand, but the waves washed it away. I wrote your name in my heart, and forever it will stay. I Will Love You Forever I love you so deeply, I love you so much, I love the sound of your voice And the way that we touch. I love your warm smile And your kind, thoughtful way, The joy that you bring To my life every day. I love you today As I have from the start, And I'll love you forever With all of my heart. (¯`v´¯) `*.¸.*´ ¸.´¸.*¨) ¸.*¨) (¸.´ (¸.´ .´ ¸¸.¨¯`*.¸.*´ ¸.´¸.*¨) ¸.*¨) (¸.´ (¸.´ .´ ¸¸.¨¯` (¯`v´¯) `*.¸.*´ ¸.´¸.*¨) ¸.*¨) (¸.´ (¸.´ .´ ¸¸.¨¯` > Dar tarighe eshgh , khar az pa keshidan moshkel ast, rishe dar del mikonad , khari ke az pa miravad …… Mara beyad biavar vaghtike rafte am… , va rahsepare sarzamin sokoot shode am , vaghti ke digar nemitavani dastam ra begiri , va man nemitavanam miane raftan va Mandan do del basham , va agar zamani mara az yad bordi va dobare be yad avardi , andoohgin mabash… , behtar ast mara faramoosh koni va labkhand bezani ta inke be yadam bashi, ama saket va andoohgin ………. حيران نشسته ماه ، به تنها نشستنم وين قطره قطره اشک ، به مژگان شکستنم ديوانگي نباشد اگر ، شور عاشقي است شب تا سحر نگاه به مهتاب بستنم از اين دريچه راه به سوي تو مي برم باشد اگر اميد ازين چاه رستنم پيوسته ام به مهر تو ، اي گل که بنگري پيوند خويش از همه عالم گسستنم حافظ كنارعكس تومن بازنيت ميكنم انگارحافظ بامنومن باتوصحبت ميكنم وقت قرارماگذشت وتونميدانم چرا دارم به اين بدقوليت ديريست عادت ميكنم چه ارتباط ساده اي بين منوتقديرهست تقديرويران ميكندمن هم مرمت ميكنم دراشتباهي نازنين توفكركردي اينچنين من دارم ازچشمان زيبايت شكايت ميكنم نه مهربان من بدان بي لطف چشم عاشقت هرجاي دنيا كه روم احساس غربت ميكنم برروي باغ شانه ات هروقت اندوهي نشست درحمل باغ غصه ات با شوغ شركت ميكنم يك شادي كوچك اگرازروي بام دل گذشت هرچنداندك باشدآنرا با توقسمت ميكنم خسته شدي ازشعرمن زيبااگربدشدببخش دلتنگ وعاشق هستم امارفع زحمت ميكنم اي رستخيز ناگهان وي رحمت بي منتهااي آتشي افروخته در بيشه انديشه ها امروز خندان آمدي مفتاح زندان آمديبر مستمندان آمدي چون بخشش و فضل خدا خورشيد را حاجب تويي اوميد را واجب توييمطلب تويي طالب تويي هم منتها هم مبتدا درسينه ها برخاسته انديشه را آراستههم خويش حاجت خواسته هم خويشتن کرده روا اي روح بخش بي بدل وي لذت علم و عملباقي بهانه ست و دغل کين علت آمد وان دوا ما زان دغل کژبين شده با بي گنه در کين شدهگه مست حورالعين شده گه مست نان و شوربا اين سکر بين هل عقل را وين نقل بين هل نقل راکز بهر نان و بقل را چندين نشايد ماجرا تدبير صد رنگ افکني بر روم و بر زنگ افکنيوندر ميان جنگ افکني في اصطناع لايري مي مال پنهان گوش جان مي نه بهانه بر کسانجان رب خلصني زنان والله که لاغست اي کيا خامش که بس مستعجلم رفتم سوي پاي علمکاغذ بنه بشکن قلم ساقي درآمد الصلا اي وطن اي مادر تاريخ ساز اي مرا بر خاک تو روي نياز اي کوير تو بهشت جان من عشق جاويدان من ايران من اي ز تو هستي گرفته ريشه ام نيست جز انديشه ات انديشه ام آرشي داري به تير انداختن دست بهرامي به شير انداختن کاوه آهنگري ضحاک کش پتک دشمن افکني ناپاک کش رخشي و رستم بر او پا در رکاب تا نبيند دشمنت هرگز به خواب مرزداران دليرت جان به کف سرفرازن سپاهت صف به صف وطن يعني چه آباد و چه ويران وطن يعني همين جا يعني ايران همه مي پرسند: چيست در زمزمه ي مبهم آب؟ چيست در همهمي دلکش برگ؟ چيست در بازي آن ابر سپيد؟ روي اين ابي آرام بلند، که تو را مي برد اينگونه به ژرفاي خيال؟ چيست در خلوت خاموش کبوترها؟ چيست در کوشش بي حاصل موج؟ چيست در خنده ي جام؟ که تو چندين ساعت مات و مبهوت به آن مي نگري؟ نه به اب man goman mikardam, doosti hamchon sarvi sarsabz, 4faslash hame arastegist, man che midanestam, heybate bade zemestani hast, man che midanestam sabze mipajmorad az bi abi, sabze yakh mizanad az sardie dey man che midanestam, dele har kas del nist ghalbha seighali az ahano sang, ghalbha bi khabar az atefe and, sokhan az mehre mano jore to nist, sokhan az motalashi shodane doosti ast, va abas boodane pendare soroor avare mehr... < http://i12.tinypic.com/43yjabp.jpg شنيدم که چون قوي زيبا بمير&